در کابل هستم
در هوای پر از گرد و ..... کابل نفس می کشم
ده ساعت پرواز با طیاره
مردم تغییر کرده اند
کسی دیگر سگهای ولگرد را با سنگ نمی زند
کسی با هندو ها کاری ندارد و انها را به خاطر هندو بودنشان ازار نمی دهد
گاهی اوقات به خاطر اشتباهی از هم پوزش می خواهند و کمتر پاچه همدیگر را می گیرند.
در فرودگاه دبی هستم
برگشتم و فردا صبح در کابل خواهم بود
IRI POLICY
according to recived news from iran a part of people who arrested by police force in recent riots
in major cities of iran raped by some agents of cleric regime of iran and in some cases we
are witness of atricious rape to young girls and boys that after release they couldnt joint to
society caz of this scandal
just i wanna say this policy that implemented by intelegence service of iran is the same cases
that occured in abu ghuraib jail and the mulla muhamad ghaws the foreign minister of taliban
that raped by dustom militantas
so it is clear that this functions are one of ways that want to suppres this movement of the
people that they creplingly fighting for fredom and bringing democracy in iran
در کمپ مجار هستم
چند روزی است در کمپ مجارستان هستم از مرز سرب به سختی گذشتیم شاید چند روز دیگر به
طرف اتریش حرکت نمایم
IN BELGERAD I AM
we were 2 guys that started our dangerous trip from athens to other europian countries
and right now in friday 24 july we arrived in belgerad the capital of serbia
alittle bit of these people are muslims and most of them are christians
this country is the greenest country i have seen . full of forests and green graces.
so tonight we will keep going to hungray and in shalla we will be tommorow in budapest
just i ask u to 2a me
thanx best regards
به مقدونیه صر بستان مجارستان اتریش فرانسه ایتالیا میروم
همین فردا
نقش رسانه ها در شکل دهی افکار عامه

بدون شک امروزه رسانه های جمعی و بخصوص رادیو و تلویزیون را می توان به عنوان ابزارهایی نام برد که در
شکل دهی افکار عمومی میتواند نقش بسیار موثری را ایفا نماید .
بسیاری از دول قدرتمند جهان نیز از این امر غافل نمانده اند و این رسانه ها را در جهت اهداف خود به خدمت گرفته اند .
برای نمونه بسیاری از جنگ هایی که در دنیا به راه میافتد این رسانه های جمعی است که راه را برای قبولاندن نیاز به
جنگ و فرا فکنی برای جلب و جذب و مشروعیت در یک جنگ برای مردم هموار میسازدکه نمونه این گونه عملکردها را
درتبیین علل جنگ و حمله به عراق به بهانه وجود سلاح های کشتار جمعی توسط دولتمردان امریکا شاهد بودیم.
مشروعیت جنگ در اریانا و لشکر کشی به این کشور مصیبت زده نیز گرچه به بهانه مبارزه علیه تروریسم خیالی صورت
گرفت اما نمی توان قدرت دستگاه های تبلیغاتی برای مشروعیت بخشیدن به این جنگ در همسو سازی
اذهان عمومی برای حمله به اریانا را نادیده گرفت .
مذاکره با طالبان گرچه در ۶ماهه اول زمامداری کرزی توسط وی مطرح شد اما این رسانه ها بودند که با شاخ وبرگ
دادن به موضوع راه حل مذاکره را به عنوان یگانه راه حل پایان تمامی مشکلات در اریانا فیصله دادند و امروز این
حرف را میتوان از دهان خردو کلان وپیر و جوان و حتی کاندید های ریاست جمهوری شنید که مذاکره با طالبان را یگانه
راه حل بن بست اریانا می پندارند.
در ایران انتخاباتی با تقلب وسیع صورت گرفت که نه تنها اعتراض کاندیدها بلکه عده کثیری از مردم ایران و حتی روحانیون
و مراجع را نیز به دنبال داشت اما در نهایت این رسانه های ایران بودند که به این روند اعتراضات پایان بخشیدند
و بار دیگر اقای احمدی نژاد را بر اریکه قدرت نشاندند.
اما در ان سوی سکه رسانه دولتی بریتانیا که همیشه شعار بیطرفی سر میداد ان چنان زیرکانه خود را حامی اعتراض
کنندگان به نتایج انتخابات نشان میداد که گویی برای این گروه از مردم دایه مهربان تر از مادر شده بود .
ختم کلام این که امروزه زسانه ها به عنوان ابزاری برای تسطیح وتوجیه عملکرد صاحبان قدرت در امده است و
هر گونه قدرت نظامی بدون قدرت رسانه ای در دنیای کنونی ناقص خواهد بود.
بدون شرح



ترکه بیدادوستم مانده هنوز روتن ما
شورش های اخیر در ایران را شاید بتوان یکی از بزرگترین شورشهای ضددولتی پس از روی کار امدن جمهوری اسلامی
در ایران دانست .
این درگیری ها در اعتراض به تقلب گسترده در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران صورت میگیرد که در ان
طرفداران اقای میر حسین موسوی بر این باورند که تیم حاکمه موجود با دستکاری در صندوق ها نتیجه را به نفع
احمدی نژادتغییر داده اند .
ادعاهای قبل از انتخابات توسط اقای احمدی نژاد که گفته بود برنده اصلی انتخابات من هستم ورقیبان را به نوعی به
کناره گیری ترغیب نموده بود یا ادعاهایی نظیر انچه تعدادی قصد براه اندازی انقلاب مخملی را دارند نگرانی هایی را در
دل نامزدان ریاست جمهوری از تقلب در انتخابات ایجاد نمود ولی هیچ کس باور نیز نمی کرد که تقلبی تا این حد وسیع
صورت بگیرد و مردم ایران و جهان را در بهت و ناباوری فرو برد.
اما انچه باعث خشم مردم گردید این بود که رهبری ایران نیز از برنده این انتخابات اعلام حمایت نمود و این پیروزی را به
وی تبریک گفت و عملا به هواداران اقای کروبی و موسوی و دیگر اصلاح طلبان این نکته را تصریح کرد که
حرف اول و اخرش همین است و به اصطلاح مرغش یک پا دارد .
لازم به ذکر است صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران که عملا در اختیار دولت قرار دارد طرح مناظره بین کاندید ها را
مطرح نمود و این تیم سعی بر این داشت تا با به چالش کشاندن عملکرد اقایان هاشمی رفسنجانی و خاتمی و موارد
اختلاس توسط فرزندان اقای هاشمی حمایت های مردمی را از سمت و سوی موسوی به سوی احمدی نژاد بکشاند
اما نتیجه کاملا برعکس شد و سود این مناظرات بیشتر به سوی اقایان موسوی و کروبی سوق داده شد.
اما اکنون باید منتظر ماند و دید که ایا رهبری با همان قاطعیت پشت سر احمدی نژاد خواهد ایستاد و این مردم هستند
که برای رای خود باید خون بپردازند و یا تسلیم خواست و اراده ملت خواهد شد .
ائتلاف با چوپان دروغگو

وقتی خبر ائتلاف اقای محقق را باکرزی شنیدم چندان هم برایم بهت اور نبود زیرا زمانه زمانه چانه زنی
است و کسانی که از اندک اعتبار و شهرتی در بین مردم برخوردار هستند از این زمان بهره کافی را خواهند برد.
اما چرا کرزی؟
مگر در شخصیت اقای کرزی چه دری نهفته بود که نه تنها اقای محقق بلکه بسیار افراد ذی نفوذ دیگری از جمله اقایان
اقای قسیم فهیم یکی از برزگترین ارکان جبهه ملی اقای صدیق چکری اقای مصطفی ظاهر اقای محمد اکبری
اقای ژنرال دوستم را با سوابق نه چندان درخشان در عرصه حکومتداری به سوی اداره خود سوق داد .
گرچه از اقای محقق با توجه به ائتلافهای خود سرانه ایشان که یکی از نمونه های ان ائتلاف با سیاف در پارلمان بود
ائتلاف با کرزی که در طول ۷ سال زعامت خود نه تنها توجه چندانی به مناطق مرکزی نکرد بلکه در بسیاری
از موارد از ایجاد موانع نیزدر امربازسازی این مناطق نیز دریغ نورزید نیز چندان دور از اذهان نبود.
انچه دستاورد این چانه زنی ها برای مردم هزاره بوده تثبیت جمعیت ۲۰درصدی و ولایت شدن بهسود و جاغوری
و تعدیل در ادارات کشور بر طبق همین امار ۲۰ در صدبوده است .
اما ایا به راستی این را میتوان دست اورد بزرگی برای مردم هزاره دانست ؟ایا می توان انتظار داشت تا بار دیگر
کوچی های تا دندان مسلح سال دیگر و سالیان دیگر عده ای از این مردم را به خاک و خون نکشد ؟ایا میتوان امید
داشت تا بار دیگر اقای کرزی مغاره نشینان بامیان را با تکیه زدن دوباره بر کرسی ریاست جمهوری از یاد نبردو ایا واقعا
می توان انتظار داشت مردم دایکندی از فرط گرسنگی علف نخورند و ایا هیچ ضمانتی برای قول هایی که
اقای کرزی داده است وجود دارد؟